دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیرهاست که همهٔ آنها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیدهاست.
![]()
به لحاظ ویژگی ها وترکیبات خاص آب و شوری بیش از حد آب این دریاچه، هیچ ماهی و گونه نرم تنی به جز گونه هایی از سخت پوستان در آن زندگی نمی کنند.و همین شوری بیش از حد آن باعث شده که آب آن هیچ وقت یخ نزند. میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس هاست.
نام کهن این دریاچه چیچست بوده است که واژه ایست از زبان اوستایی و پارسی باستان.
دریاچهٔ چیچست در اسطورههای ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بودهاست. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غولآسا و سهمگین آن را میگشاید و از چنگ دیوان بهدر میآورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطورههای دیگر.
این دریاچه زیبا که همه ساله گردشگران زیادی را به سوی خود می کشاند، به دلیل خشکسالی، نبود آب کافی و عوامل انسانی در حال نابودی است.
بسياري از زيستگاهها در درياچه اروميه به خاطر کم آبي و سد سازي روي رودخانه هاي اطراف اين درياچه تخريب شده اند و همين موضوع باعث شده تا پرندگان از اين زيستگاه مهاجرت کنند.

هفت رودخانه ای که به دریاچه منتهی می شوند علاوه بر افزودن دائمی ترکیبات شیمیایی و رسوبات مختلف موجب سیرکولاسیون و رسوب گذاری خاصی در محدوده دریاچه می گردند. راه نداشتن دریاچه ارومیه به آبهای آزاد از دیگر ویژگی های این پهنه آبی است.
دو دسته پرنده در این دریاچه زندگی می کنند: پرندگان بومی و پرندگان مهاجر
به گفته متخصصان محیط زیست در گذشته فلامینگوها در دسته های 30 هزار تایی در زیستگاههای این دریاچه تخم گذاری می کردند. و حتی تعداد بیشماری از پرندگان زمستانها را در این منطقه سپری می کردند. ولی چند سالی است که دیگر خبری از آنها نیست. و پليکانها، اردکها و غازها مثل " کفچه نوک " و ... ديگر در اين زيستگاه توليد مثل نمي کنند.
به گفته کارشناسان محیط زیست ، عامل اصلی خشکی آب دریاچه، دولت است که نسبت به مسائل آذربایجان بی تفاوت است.
منبع: ویکی پدیا
می شود فراتر از زمان پرواز کرد
می توان قله های پر فراز و نشیب را فتح کرد
می شود از نردبان نیلگون هستی بالا رفت و لبخند زیبای خداوند را نظاره گر شد
می توان سر بر شانه های مهربان او نهاد
می شود گرمای نوازش آرامش بخش او را با تمام وجود حس کرد
می توان دریاهای اندوه را درنوردید و به ساحل آرامش رسید
می توان آغازگر سفری باشکوه و هیجان انگیز شد
می شود ...
می توان...
آری می شود...
آری می توان...
فقط کافیست که تو بخواهی.
خداوند بی نهایت است و لا مکان و لا زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود و همه کس را

به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف
و زبان هایتان را از هر آلودگی در بازار
بپرهیزید از هر ناجوانمردی , ناراستی و نامردی
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه . . .
بر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان های شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود ؟؟؟؟
تا زماني كه ميتوانيد
سخن بگوييد.
بگذاريد
كلامتان مهر اميز باشد.
تا
زماني كه ذهنتان كار مي كند
انديشه
هاي پاك و مقدس داشته باش!
پيش
از ان كه دست ها يتان از حركت باز بماند
هر
اندازه كه مي توانيد ببخشيد!
در ایران باستان هر ماه، سی روز داشت و هر روز ماه هم نامی. روز سیزدهم هر ماه، تیر نام داشت.
اینکه ریشه این جشن دقیقا به چه زمانی بازمی گردد مشخص نیست.اما آنچه که مشخص است ریشه این باور که " به خاطر نحسی روز سیزدهم باید به صحرا رفت " به ایران باستان برنمی گردد. چرا که ایرانیان باستان تمام روزهای سال را پاس می داشتند و هدیه اهورامزدا می دانستند.

عده ای اعتقاد دارند باور نحس بودن روز سیزدهم فروردین، که امروزه به يك باور عمومي تبديل شده است، به یونان قدیم برمی گردد. به موجب باور یونانیان قدیم، مجلسی از خدایان دوازده گانه تشکیل شده بود، سیزدهمین نفر وارد می شود و یکی از خدایان را می کشد و بدین ترتیب مجلس را به هم میزند. از آن زمان عدد سیزده نحس و بدیمن شد.
عده ای دیگر معتقدند ریشه این باور به تفکر مسیحیان برمی گردد. چرا كه در شام آخر، حضرت عیسی(ع) با دوازده تن از حواریون خود، روی هم سیزده نفر حضور داشتند و خیانت سیزدهمین نفر باعث شد مسیح به صلیب کشیده شود. این باور تا آنجا در تفکر مسیحیان رسوخ کرده که در اروپا و کشورهای امریکایی، سیزده نفر بر سر سفره نمی نشینند، ساختمانها طبقه سیزدهم ندارند و...احتمال اینکه این باور به مسلمانان برگردد نیز وجود دارد. مسلمانان روزهای سیزدهم تمام ماهها را نحس می دانند.
ریشه این باور هر چه که باشد این آیین و جشن، جشن واقعی بهار است. مردم یک روز را به دامان طبیعت می روند و با طبیعتی که سرسبز و باطراوت گشته تجدید پیمان می کنند. طبیعتی که در فرهنگ ایران باستان همواره مورد ستایش و مظهر زایش و رویش بوده است.
سبزه گره زدن يكي از آيينهاي رايج در اين روز به شمار ميرود. امروزه مرسوم است كه دختران دم بخت با گره زدن سبزه در اين روز، آرزو مي كنند كه همسر دلخواه خود را بيابند و به خانه بخت بروند. پس از گره زدن سبزه، آن را در آب روان نهرها و جوي ها رها مي كنند.
امروزه این روز، روز طبیعت نام گرفته تا بیش از پیش به این روز ارج نهاده شود.
حتما حتما حتما حتما تا انتها بخونید
رقص آرام
This is a poem
این شعر توسط یک نوجوان متبلا به سرطان نوشته شده است.
written by a teenager with cancer.
She wants to see how many
people get her poem.
او مایل است بداند چند نفرشعر او را می خوانند.....
It is quite the poem. Please pass it on.
این کل شعر اوست. لطفا آنرا برای دیگران هم ارسال کنید.
This
poem was written by a terminally ill young girl in a
New York
Hospital
این شعر را این دختربسیار جوان در حالی که آخرین روزهای زندگی اش را سپری می کند در بیمارستان نیویورک نگاشته است
It was sent
by
و آنرا یکی از پزشکان بیمارستان فرستاده است. تقاضا داریم مطلب بعد از شعر را نیز به دقت بخوانید
a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
AFTER THE POEM.
SLOW DANCE
رقص آرام
Have you ever
watched kids
آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید
On a merry-go-round?
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟
Or listened to
the rain
و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،
Slapping on the ground?
آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟
Ever followed a
butterfly's erratic flight?
تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟
Or gazed at the sun into the fading
night?
یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟
You better slow down.
کمی آرام تر حرکت کنید
Don't dance so
fast.
اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید
Time is short.
زمان کوتاه است
The music won't
last
موسیقی بزودی پایان خواهد یافت
Do you run through each day
On the
fly?
آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟
When you ask How are you?
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است،
Do you hear the
reply?
آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟
When the day is done
هنگامی که روز به پایان می رسد
Do you lie in your
bed
آیا در رختخواب خود دراز می کشید
With the next hundred chores
و اجازه می دهید که صدها کار ناتمام بیهوده و روزمره
Running through
your head?
در کله شما رژه روند؟
You'd better slow down
سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.
Don't dance so
fast.
اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.
The music won't
last. موسیقی دیری نخواهد پائید
Ever told your child,
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید،
We'll do it
tomorrow?
"فردا این کار را خواهیم کرد"
And in your haste,
و آنچنان شتابان بوده اید
Not see
his
که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟
sorrow?
Ever lost touch,
تا بحال آیا بدون تاثری
Let a good
friendship die
اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد،
Cause you never had time
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟
or call
and say,'Hi'
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟
You'd better slow down.
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید.
Don't dance
so fast.
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید.
Time is short.
زمان کوتاه است.
The music won't last.موسیقی دیری نخواهد پایید.
When you run so fast to get somewhere
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
You
miss half the fun of getting there.
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.
When you worry and hurry
through your day,
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید،
It is like an unopened
gift....
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.
Thrown away.
Life is not a
race.
زندگی که یک مسابقه دو نیست!
Do take it slower
کمی آرام گیرید
Hear the
music
به موسیقی گوش بسپارید،
Before the song is over.
پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.
FORWARDED E-MAILS ARE TRACKED TO OBTAIN THE TOTAL
COUNT.
ایمیل های فرستاده شده شمارش خواهد شد تا به حد نصاب برسد.
Dear All: PLEASE pass this mail on to everyone you know -
even to those you don't know! It is the request of a special girl who will
soon
leave this world due to cancer.
دوستان عزیز: لطفا این ایمیل را برای همه کسانی که می شناسید و حتی آنها که نمی شناسید بفرستید! این تقاضای دختری است که به خاطر سرطان بزودی جهان را بدرود خواهد گفت.
This young girl has 6 months left
to live, and as her dying wish, she wanted to send a letter telling
everyone to
live their life to the fullest, since she never will.
تنها 6 ماه دیگر از زندگی این دختر باقی مانده است و آخرین آرزوی او این است که میخواهد به همه بگوید زندگی را تمام و کمال زندگی کنند، کاری که او نمی تواند بکند.
She'll
never make it to prom, graduate from high school, or get married and have a
family of her own.
او هرگز نخواهد توانست در میهمانی پایان دبیرستان با دیگر دوستانش به رقص و پایکوبی بپردازد و یا ازدواج کند و خانواده ای تشکیل دهد.
By you sending this to as many people as
possible, you can give her and her family a little hope, because with every
شما با فرستادن این ایمیل به افراد دیگر می توانید کمی امید به او و خانواده اش هدیه کنید زیرا
name
that this is sent to, The American Cancer Society will donate 3 cents per
name
با ازای تعداد افرادی که این ایمیل به آنها فرستاده شود، انجمن سرطان امریکا 3 سنت
برای معالجه و بهبود او اختصاص خواهد داد.
to her treatment and
recovery plan. One guy sent this to 500 people! So I
know
that we can at least send it to 5 or 6. It's
not even your money, just
your time!
یک نفر این ایمیل را برای 500 نفر فرستاده است! من اطمینان دارم شما می توانید آن را حداقل برای 5 یا 6 نفر بفرستید. لازم نیست از پول خود مایه بگذارید، تنها وقت خود را اختصاص دهید.
PLEASE PASS ON AS A LAST REQUEST.
آخرین تقاضای یک انسان را اجابت کنید و این میل را برای دیگران بفرستید.
Slow Dance
This is a poem
written by a teenager with cancer.
She wants to see how many
people get her poem.
It is quite the poem. Please pass it on.
This
poem was written by a terminally ill young girl in a
New York
Hospital
It was sent
by
a medical doctor - Make sure to read what is in the closing statement
AFTER THE POEM.
SLOW DANCE
Have you ever
watched kids
On a merry-go-round?
Or listened to
the rain
Slapping on the ground?
Ever followed a
butterfly's erratic flight?
Or gazed at the sun into the fading
night?
You better slow down.
Don't dance so
fast.
Time is short.
The music won't
last
Do you run through each day
On the
fly?
When you ask How are you?
Do you hear the
reply?
When the day is done
Do you lie in your
bed
With the next hundred chores
Running through
your head?
You'd better slow down
Don't dance so
fast.
Time is short.
The music won't
last.
Ever told your child,
We'll do it
tomorrow?
And in your haste,
Not see
his
sorrow?
Ever lost touch,
Let a good
friendship die
Cause you never had time
To call
and say,'Hi'
You'd better slow down.
Don't dance
so fast.
Time is short.
The music won't
last.
When you run so fast to get somewhere
You
miss half the fun of getting there.
When you worry and hurry
through your day,
It is like an unopened
gift.........
Thrown away.
Life is not a
race.
Do take it slower
Hear the
music
Before the song is over.
FORWARDED E-MAILS ARE TRACKED TO OBTAIN THE TOTAL
COUNT.
Dear All: PLEASE pass this mail on to everyone you know -
even to those you don't know! It is the request of a special girl who will
soon
leave this world due to cancer.
This young girl has 6 months left
to live, and as her dying wish, she wanted to send a letter telling
everyone to
live their life to the fullest, since she never will.
She'll
never make it to prom, graduate from high school, or get married and have a
family of her own.
By you sending this to as many people as
possible, you can give her and her family a little hope, because with every
name
that this is sent to, The American Cancer Society will donate 3 cents per
name
to her treatment and recovery plan. One guy sent this to 500 people! So I
know
that we can at least send it to 5 or 6. It's
not even your money, just
your time!
PLEASE PASS ON AS A LAST REQUEST.
خانه تکانی:
ریشه این آیین شاید به این باور قدیمی برمیگردد که در آستانه سال نو ارواح درگذشتگان و نیاکان برای دیدن بازماندگان به خانه و کاشانه خود بازمیگردند و اگر خانه پاکیزه و تمیز باشد و ساکنان آن راحت، با خوشحالی برمیگردند.
در آستانه سال نو حدود ده پانزده روز قبل از فرارسیدن نوروز، خانه تکانی شروع میشود. در این آیین خانم خانه و دیگر اهالی منزل، به گردگیری و شستشوی همه وسایل خانه می پردازند تا همه چیز پاکیزه گردد.
تلاش همه این است تا در لحظه تحویل سال نو هیچ نقطه ای از خانه نباشد که گردوخاکی از سالی که گذشت، بر آن باقی مانده باشد. بدين گونه خانه برای گامهای آغازین سال نو تمیز و مرتب و آماده میگردد.
کاشتن سبزه:
حدود یک هفته مانده به نوروز، مادران از هر کدام از حبوبات شامل گندم، عدس و ماش و همچنين شاهی مقداری را در ظرفهای زیبا خیس می دهند تا برای سفره نوروزی مهیا گردد.
دید و بازدید:
این آیین از همان صبح نوروز آغاز میشود و تا روز 12 فروردین ادامه دارد. معمولا در صبح نوروز کوچکترها به دیدن بزرگترهای فامیل میروند و از آنها عیدی میگیرند.
روزهای بعد نوبت به اقوام دورتر می رسد و به دیدار دوستان و آشنایان میروند. کسانی که در طول سال اگر کینه و کدورتی از کسی به دل دارند، از این فرصت جهت آشتی کنان و برقراری پیوند دوستی مجدد استفاده میکنند.
کارت شادباش:
که امروزه به دلیل رواج تلفن و تلفن همراه، به یک تبریک و شادباش عید بعد از تحویل سال نو، تغییر یافته است. اما در گذشته از یک هفته قبل از نوروز، دوستان و آشنایان برای یکدیگر کارت شادباش ارسال میکردند.
سفره هفت سین:
سفره هفت سین روز اول سال نو چیده می شود. اقلامی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند هر یک نماد و نشان یک باور قدیمی است:
سبزه - نماد زایش و تولد
سیب- نماد سلامتی و تندرستی
سمنو - نماد برکت
سکه - نماد ثروت و دارایی
سرکه - نماد صبر و طول عمر
سیر - نماد پزشکی
سماغ - نماد طلوع خورشید
سنجد - نماد عشق

دیگر سین ها:
ساعتسپند
سیاهدانه
سوسن
سبزی
دیگر اقلام سفره هفت سین:
کتاب آسمانی (قرآن و ...)
آیینه
شمعدان
ماهی قرمز
تخم مرغ رنگی
شیرینی
آجیل
شکلات
دیوان حافظ یا شاهنامه
مسافرتهای نوروزی:
از آنجایی که مدارس تا 14 فروردین تعطیل اند، فرصت بسیار مناسبی به خانواده ها دست میدهد تا به مسافرت بروند. این مسافرتها گاهی به قصد دید و بازدید از اقوام و آشنایان دیگر شهرها صورت می گیرد.سیزده بدر:
این آیین در روز سیزدهم فروردین صورت میگیرد. در این روز تمامی اهل منزل به دامان طبیعت می روند تا با طبیعت پیوند برقرار کنند.
در این روز دختران دم بخت با روبانی قرمز سبزه گره می زنند و سپس سبزه را در آب روان رها می کنند به این امید که در سال جدید به خانه بخت بروند.سرمایه گذاری در صنعت گردشگری بهترین گزینه برای پیشرفت اقتصادی کشورهای جهان سوم که از اقتصادی تک محصولی برخوردارند، میباشد. به همین علت می طلبد که دولت در این راستا بیشتر سرمایه گذاری کند. این در حالیست که نه تنها دولت خدمتگذار در این راه گامهای اساسی برنمی دارد بلکه از سرمایه گذاران بخش خصوصی نیز حمایت نمیکند.
ایران با توجه به برخورداری از تمدن غنی و پربار چندین هزار ساله، آثار باستانی بیشمار، جاذبه های طبیعی زیبا و دل انگیز، آداب و رسوم غنی و متنوع، مشاهیر علمی و ادبی فراوان و... برای تبدیل به کشوری گردشگرپذیر بسیار مستعد است.
شکوفایی در این عرصه نیازمند عزمی ملی است که با سرمایه گذاری دولت در بخشهای مختلف امکانپذیر است
.
سرمایه گذاری در این بخش میتواند شامل این موارد باشد:
-سرمایه گذاری در بخش ساخت هتل طبق استاندادهای جهانی، دهکده های تفریحی، کمپ های اقامتی، مجتمع های خدماتی، منطق نمونه گردشگری و ..
- افزایش تسهیلات گردشگری
- شناسایی آثار باستانی و حفاظت و در صورت لزوم بازسازی و مرمت آنها
- تبلیغات
- توسعه راههای ارتباطی کشور
- امنیت حمل و نقل
- تجلیل از سرمایه گذاران و پیشتازان این حوزه
- حمایت از بخش خصوصی با افزایش تسهیلات بانکی
در بین این فاکتورها تبلیغات از اهمیت بسزایی برخوردار است. اگر از تبلیغات به عنوان بازوی اصلی گردشگری نام ببریم، سخنی گزاف نگفته ایم. اهمیت تبلیغات از آنروست که تا زمانیکه توریست از فرهنگ و جاذبه های توریستی یک کشور آگاهی نداشته باشد، طبیعتا اقدام به سفر نمیکند. از سوی دیگر اگر توریست نباشد گردشگری کاملا بی معنی است.
از آنجایی که بخش خصوصی از عهده هزینه بالای تبلیغات بین المللی برنمی آید، دولت میتواند با شرکت در برپایی نمایشگاهها و فستیوالهای بین المللی، تهیه CDها و بروشورهای تبلیغاتی، تولید و پخش تیزرهای تبلیغاتی از شبکه های خارجی، تولید فیلمها و برنامه های مستند و... در ترویج فرهنگ و پیشینه باشکوه تمدن ایرانی بکوشد تا از این طریق تصویر منفی و غیرواقعی ای که در نتیجه تبلیغات منفی غرب، در ذهن جهانیان شکل گرفته، را بزداید.
علاوه بر سرمایه گذاری زیرساختی، تربیت نیروی انسانی کارآمد نیز از ضروریات است. که میتواند شامل این موارد باشد:
-افزایش رشته های آکادمیک و دانشگاهی در زمینه گردشگری
-تربیت راهنماهای تور(Tour guide) متبحر و آشنا به زبانهای مختلف بین المللی، تاریخ، شرایط اقلیمی و آب و هوایی مناطق مختلف توریستی، آداب و رسوم هر منطقه و...
از آنجایی که تور گاید واسط مستقیم بین توریست و سازمانهای ارائه دهنده خدمات میباشد، از اهمیت فراوانی برخوردار است. علاوه بر آن توریست از رفتار و منش و همچنین میزان اطلاعات و آگاهیهای او، فرهنگ و تاریخ کشورش را استنباط میکند.
- تعلیم و آموزش نیروی انسانی خدمتگذار در فرودگاهها، هتلها، رستورانها، وسایل نقلیه عمومی و و آموزش درباره نحوه برخورد با توریست ...
- اطلاع رسانی از طریق رسانه های گروهی: تمدن و فرهنگ باشکوه ایرانی، هنوز برای بسیاری از ایرانیان ناشناخته است.
- فرهنگ سازی عمومی برای جلوگیری از وارد کردن آسیبهای جدی توسط افرادی که از ارزش واقعی آثار باستانی بی اطلاعند.
به امید روزی که ایران به رتبه اول کشورهای گردشگرپذیر صعود کند.
یونانیان و به تبع آنها اروپاییان آن را پرسپولیس می نامیدند، اما در کتیبه های بدست آمده، از آن به پارسه نام برده شده است.
تخت جمشید در مجموع شامل هفت کاخ (تالار) می باشد. کارهای ساختمانی آن در حدود 518 قبل از میلاد به دستور داریوش کبیر آغاز شد و توسط جانشینان وی ادامه یافت که در مجموع 120 سال بطول انجامید.

همزنان با آپادانا داریوش کاخ دیگری را ساخت که به کاخ تچرا (کاخ داریوش) معروف است و از آنجایی که در ساخت آن از سنگهای خاص صیقلی استفاده شده، به آن تالار آیینه نیز می گویند. تچرا به معنای خانه زمستانی است و سکونتگاه اختصاصی داریوش بوده است.
پس از داریوش، خشایارشا کاخ دیگری را در مرتفع ترین بخش صفه یا تختگاه، بنا کرد که به وی اختصاص داشت. هدیش به معنای جای بلند است و چون نام زن دوم خشایارشا هدیش بوده، نام کاخ را هدیش گذاشت. وی همچنین طرح کاخ دیگری به نام صد ستون را در سال حدود 470 قبل از میلاد ریخت، که 20 سال بطول انجامید و اردشیر اول آن را به پایان رساند. این کاخ بزرگترین کاخ تخت جمشید است و شاه از آن به عنوان سالن بارعام استقاده میکرده است.
پلکان ورودی اصلی تخت جمشید که در شمال غربی واقع است، توسط خشایار شاه ساخته شده و جمعا 111 پله در هر سمت دارد. طول هر پله 6.90 متر، به عرض 38 سانتیمتر و ارتفاع هر پله 10 سانتیمتر است؛ که برای حرکت آسان و محترمانه افراد بسیار مناسب بوده است.
در بالای پلکان ورودی "دروازه ملل" قرار دارد که بر سردر آن کتیبه ای تعبیه شده که در آن به سه زبان پارسی، عیلامی و بابلی، خشایارشا پس از ستایش اهورامزدا به معرفی خود می پردازد و مینویسد: "خشایارشا گوید: به یاری اهورامزدا این بارگاه ملل (دروازه ملل) را ساختم..."

اما با وجود این کاخهای عظیم، پادشاهان هخامنشی هیچگاه عادت دیرینه کوچ کردن را فراموش نمی کردند و در تمام طول سال در یک جا ساکن نمی شدند. بلکه به اقتضای شرایط آب و هوایی هر فصلی را در یکی از پایتختهای خود بسر میبردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند و در فصول گرم به همدان میرفتند که هوای خنکتری داشت. این شهرها پایتخت به معنای اداری، سیاسی و اقتصادی بودند. اما دو شهر مشهور دیگر پاسارگاد و پارسه بودند که شهرهای آیینی هخامنشیان به شمار می رفتند.

در شهر پاسارگاد مراسم و تشریفات تاجگذاری پادشاهان صورت می گرفت و دیگری برای پاره ای تشریفات از جمله برگزاری جشنها و به ویژه جشن نوروز و تبریک سال نو (توسط فرستادگان ملل مختلف امپراتوری ایران به پادشاه) به کار میآمد و به طور کلی مکانی مقدس و خجسته شمرده میشد.
از کتیبه ها و لوحهای گلی بدست آمده از تخت جمشید، این فرضیه که پادشاهان هخامنشی همانند فراعنه مصر، با ظلم وستم و بیگاری گرفتن رعایا اقدام به ساخت کاخهای تخت جمشید کرده اند، باطل میگردد. زیرا این الواح حکایت از آن دارند که به تمام کسانی که در این کار مشارکت داشتند، اعم از عمله، بنا، نجار، سنگتراش، معمار و مهندس مزد تعلق می گرفته است. هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر از این افراد است. این الواح نشان میدهند که علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بوده اند.این بنای شکوهمند تاریخ ایران و جهان پس از 200 سال توسط اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد. تاریخ نگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهرآتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.
کوروش هم از سوی خاندان پدری و هم خاندان مادری از نسلها پیش از خود شاهزاده بشمار می آید.
کوروش نواده آشتیاگ، آخرین فرمانروای مادها، توانست پدربزرگ خود را در سال 550 قبل از میلاد شکست دهد و اکباتان ، پایتخت او را فتح کند. بدین ترتیب امپراطوری هخامنشیان را بنیان نهاد و فرمانروای پارس و ماد شد. او سپس پاسارگاد را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد. فرمانروای لیدی (ترکیه امروز) برای تصاحب بخشهایی از خاک ایران به ایران لشکر کشید کوروش به مقابله برخاست و در جنگی که بین آنها صورت گرفت کراسوس، پادشاه لیدی شکست سختی از کوروش خورد. و کوروش توانست سارد، پایتخت لیدی را تصرف کند.
از سوی دیگر فرمانروای بابل به مردم زیردست خود ظلم فراوان میکرد وآنها را به اطاعت از خدای خود وامیداشت. مردم بابل بشدت از او ناراضی بودند و از آنجایی که آوازه کوروش و رفتار و کردار نیک او را شنیده بودند برایش پیغام فرستادند که به بابل لشکرکشی کند.
کوروش به بابل لشکر کشید و توانست بابل را بدون ریختن قطره ای خون ضمیمه ایران کند.کوروش پس از فتح این مناطق با حاکمان آنها رفتاری کاملا انسانی و مهربان داشت و به آنها اجازه داد در همان پست خود باقی بمانند.او به باورها و اعتقادات مذهبی مردم این سرزمینها احترام می گذاشت واعلام کرد هر کس در انتخاب دین و انجام مراسم و ایین مذهبی خود آزاد است.

رفتار نیک کوروش با مردم سرزمینهای مغلوب باعث محبوبیت بیش از پیش او می شد و بدین ترتیب کوروش در بابل نخستین منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. او 40 هزار از یهودیان برده را آزاد و آنها را به سرزمینشان اورشلیم فرستاد و برایشان معابد بسیاری ساخت.
به این ترتیب کوروش با نیرویی اهورایی و کرداری نیک توانست اولین و بزرگترین فرمانروایی جهان که قلمرو حکومتش از هند تا آسیای صغیر و دریای مدیترانه گسترده بود، بسازد.شاعران و نویسندگان بسیاری نوروز و پیدایش جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید (کیاجم) ، پادشاه اسطوره ای ایران، میدانند. وی در نوروز دنیا را تصرف کرد و ایرانشهر را آبادانی بخشید و از آن پس مقرر کرد که هر ساله نوروز جشن گرفته شود.
ابوریحان بیرونی ، پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند: «چون جمشید برای خود گردونه بساخت ؛ در این روز بر آن سوار شد ، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر به شگفت شدند پس این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نشینند و تاب می خورند.»

بر اساس باورهای اساطیری ایرانیان، نوروز جشن اهورامزداست که در این روز هستی را آفرید و انسان در این روز خلق شد. نوروز جشن شروع فروردین "فروردگان" است که یادآور اجداد و نیاکان بود. باور عموم چنین بود که در پنج شب، ارواح درگذشتگان برای دیدار بازماندگان و روزگارشان فرود می آیند و در خانه و کاشانه خود سرگرم تماشا و سرکشی می شوند. اگر خانه پاکیزه و مرتب و روشن و ساکنان آن شاد و خوشحال باشند، ارواح مسرور و سبکبال برمی گردند. اما در غیر این صورت، ناراحت و دلگیر بازمی گردند و تا سال آینده منتظر می مانند.بی تردید رسم خانه تکانی قبل از عید، که امروز می بینیم ریشه اش به همین باور دیرین برمیگردد.
جشن نوروز در شش روز پیاپی برگزار میشد. در این روزها سلاطین بار عام میدانند و به حاضران عیدی و انعام می دادند.در روز نخست سال مردم زود از خواب برمی خاستند لباس نو می پوشیدند و به کنار چشمه ها و نهرها می رفتند و به هم آب، نماد و مظهر روشنایی و پاکی، می پاشیدند و به هم شیرینی و تنقلات تعارف می کردند.

ایرانیان باستان پنج روز آخر سال را که متعلق به هیچ ماهی نبودند جشن میگرفتند. یکی از جشنهای آنها این بود که فردی از بین عوام را انتخاب می کردند و او را به تخت پادشاهی می نشاندند تا با شوخیها و کارهای خنده دار آنها را سرگرم کند. بعد از پنج روز سلطنت او نیز به پایان می رسید. همان که امروزه به صورتی دیگر می بینیم. حاجی فیروز، فردی که لباس قرمزی بر تن دارد و با صورتی سیاه با دهلی در دست، به انجام کارهای خنده دار می پردازد، تا دیگران را در این جشن طبیعت شاد سازد.
نوروز جشن بزرگي است كه يك جشن كوچكتر (چهارشنبه سوري) به استقبال آن مي آيد و يك جشن ديگر (سيزده بدر) به بدرقه آن.
از دوران کهن یکی از آیین های نوروز سبز کردن دانه هاست که در ظروف گوناگونی به عمل آورده و در روز سیزدهم فروردین با رفتن به دامان طبیعت آن را در آب نهرها و رودها می افکنند. سبزه نماد آفرینش است و یادبود خلقت ازلی و نخستین جهان و هر چه در اوست و امروزه یکی از اجزای لاینفک سفره هفت سین می باشد. هفت سین یکی از مراسم نوروز دید و بازدید دوستان و بستگان است.
